![]() |
![]() |
|
| اشعار، مقالات ، زندگي نامه و دست نوشته هاي باران گنابادي؛ شاعر لحظه ها |
|
از گورستان که باز آمدم فرزند کسی نبودم
به سایت فرهنگی ادبی باران گنابادی خوش آمدید. برای کسب اطلاعات بیشتر به این آدرس ها مراجعه نمایید.
ضمنا کارگاه شعر علی امیری (باران گنابادی) به آدرس زیر آمادگی خود را جهت ارائه نظریات سازنده اعلان می دارد .كارگاه شعر علي اميري (باران گنابادي) جهت مشاهده متن کتاب «صدا از اتفاق مي آيد»، اينجاكليك كنيد. (متن بصورت PDF مي باشد.جهت مشاهده به نرم افزار Acrobat Reader نياز داريد.) از همین شاعر تاکنون منتشر شده است. مجموعه هایی از گزیذه شعر علی امیری : چه خواهم کرد در باران؟ - لحظه های بی برگشت - صدا از اتفاق می آید - بوی زعفران در نخلستان - کوی عشق و گزیده مقالات - زير چنار دالبتي
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 22:45 توسط باران گنابادی |
|
|
جلسات نقد و بررسی شعر و داستان حامیان شعر گناباد روزهای دوشنبه ساعت ۱۸ در محل طبقه فوقانی اداره فرهنگ و ارشآد اسلامی گناباد برگزار می شود علاقمندان می توانند در این مراسم شرکت نمایند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 22:47 توسط باران گنابادی |
|
منزل سید مصطفی ارشادنیا (فریاد نشابوری) به همراه ابراهیم لگزیان - اسفندیار جهانشیری - علیرضا بدیع اردی بهشت ۸۶ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 0:16 توسط باران گنابادی |
|
|
خاطره ي پنجره ها از نبضِ نسخِ من مي گويد وقتي كه كلاغانِ كوچه هاي پُرسر و صدا ميآيند و بر شاخه هاي روي خميده مي نشينند از برج رؤيا تو را سراغ مي گيرم، نازنين باد مي وزد لحظه هايم در باد پريشان مي شوند و نقش تو هنوز در سپيدي چشمانم مي درخشد نازنين تن اَم مي لرزد نازنين و اين صداي تو است كه مي آيد زخمه اي كه سال ها مي گذرد خفاشي بر آن دست كشيده است من اين جا آويخته از درخت شكسته آرزوهاي خويش اَم نفرين بر تو باد اي عشق نفرين بر تو باد اي عشق لامذهب آهاي .... نازنين كلاغان باز مي آيند و استخوان هاي باد كرده ا َم را حراج خواهند كرد در فراسوي هر ستاره
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 آذر1386ساعت 21:36 توسط باران گنابادی |
|
|
زير چنار دالبتي نخوابيده ام
كه آسماني نقره اي داشته باشم و با قاشق هاي قهوه زندگي ام را پيمانه نكرده ام كه دختران دريا برايم آواز بخوانند چگونه با دست و پاي سنجاق به ديوار مي توانم بيني خدا را ببوسم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 آذر1386ساعت 21:34 توسط باران گنابادی |
|
|
لحظه هايي كه گلدان گيسوانِ تو زرد مي شوند گور پدر هر چه بايد و نبايدي باراني اَم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 مرداد1386ساعت 12:11 توسط باران گنابادی |
|
|
چكاوك باش
در نسيم ظهر اسفند كه بوي شراب مي آيد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 مرداد1386ساعت 11:56 توسط باران گنابادی |
|
|
q به چشمان اََت كه مي نِگرم گلبرگ مي بينم نيلوفر مي بينم و پيچك كه درون اَم را به وَجد دَر آورده o ياد روزهايي مي اُفتم كه دستهايَت سايبان بود پيراهن بود و اِشتياق و درختِ خوشبويِ باغچه از آفتاب سرشار بود ياد روزهاي ِخوشِ زندگي اَم o روزهايي كه نفس اَت در بلوغِ گياه حريرِ آرامش بود و و روشنايي را در موجِ سنگينِ بوته ها مي گستَرد يادِ آنِ روزها o به چشمان اَت كه مي نِگرم به پلك هاي رهاي اَت سوگند مي خورم از فراز بوته هاي ديروز امروز و فردا بر بال باد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 خرداد1386ساعت 0:16 توسط باران گنابادی |
|
|
نقطه وتو . . . . . . . كه در شقيقه اَم روييدي و اگر انگور دستان تو نبود تلخ بودم شاعر خوبي نبودم از سر انگشتان ام باروت نمي چكيد زمين نمي خوردم م م م انگشتان اَم را نمي خوردم انگشتانم ايستاده اند . . . پلنگ سرزمين اجدادي اَم را غصب كرد ((الله اكبر)) علف ها تويِ خود رفتند تویِ خود خودِ خود انشاءِ خود به خاطر تو تو تو تو و ما ، . . . مي خواهم باروت باشم تفنگ باشم و عاشق تو اَم اَم اَم . . . فرزندان ما تَن تَن در خيابان هاي تربيت شراب سرخ مي نوشند o مي نويسم تا پيكاسوي عاشق باشم بادبادك باشم آزاد باشم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 22:48 توسط باران گنابادی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سپیدار در باد می خواند
و بهار در گورستان علي اميري دلوئي هستم ، متخلص به باران گنابادي ، در شهرستان گناباد به دنيا آمدم. پدرم متعلق است به خاندان شمس الذّاكرين اميري دلويي «پدر محمد پروين گنابادي» از همكاران و بنيان گذاران لغتنامه دهخدا كه خدمات ارزنده اي را به فرهنگ و هنر اين مرز و بوم ارائه نمود. 15 سال است که به صورت حرفه ای شعر می نویسم كه حاصل تلاش اين روزها به چاپ كتابهاي شعر معاصر و امروز گناباد و مجموعه اشعار خودم به عنوان هاي «كوي عشق»، «بوي زعفران در نخلستان بم»، «لحظه هاي بي برگشت» «صدا از اتفاق مي آيد» ((چه خواهم کرد در باران؟)) و ((هنور در آن کشتزارها به شیون شناورم))انجاميد. به جشنواره های زیادی در سال های گذشته دعوت شده ام و شاعر برتر چندین جشنواره استانی بوده ام از افتخاراتم لوح رب قرن بتیاد حافظان فرهنگ و هنر ایران و دبیر اجرایی و عضو هیئت داوران چندین جشنواره استانی و شهرستانی و همچنین خادم کتاب سال های گذشته اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده ام . چند سالی مسئول انجمن ادبی محمد پروین گنابادی و انجمن ادبی اندیشه سپید گناباد بوده ام و اكنون مدیر عامل موسسه فرهنگي ادبي حامیان شعر گناباد و مؤسس آن مي باشم. مجموعه جدید اشعارم با نام ((فرزند ابرهای باردار)) در چند ماه آينده «مجله غير تخصصي باران كوير» در صدد چاپ است. شما می توانید با شماره 9357731527 علی امیری (باران گنابادی) جهت آشنایی بیشتر تماس حاصل فرمایید. |
| پیوندهای روزانه |
|
دل نوشته ها شعر و ادبیات ادبستان چکامه شعر افتتاح وبلاگ شعر امروز خراسان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته چهارم بهمن 1385 |
| نویسندگان |
|
باران گنابادی جواد نصیری |
|
RSS
|